image

تحلیل فاجعه هواپیمای اوکراینی و بررسی اهمیت تولید محتوا

1398/10/22 16:50:32

 

بامداد روز جمعه سیزدهم دی‌ماه 1398 سردار سلیمانی با حمله نیروهای آمریکایی در خودرو خود کشته شد. پس از این حادثه و واکنش‌های متعدد مقامات مختلفی از ایران و آمریکا تنش‌ها میان این دو کشور بالا گرفت، به حدی که بسیاری از مردم هر دو کشور در انتظار جنگ جهانی سوم بودند. مقامات ایرانی از همان ابتدا فریاد «انتقام سخت» سر دادند و آمریکا را تهدید به حمله نظامی کردند. در این میان نیز ترامپ هم تهدید کرد که 52 نقطه ایران را که در میان آنها نقاط فرهنگی هم به چشم می‌خورد موشک باران خواهد کرد.

کشمکش‌های توئیتری میان سیاست‌مداران دو کشور تا انتهای روز سه شنبه ادامه داشت و هریک دیگری را با توئیتی تهدید به جنگ می‌کرد. تا اینکه بالاخره بامداد روز چهارشنبه، ایران انتقام سخت خودش را از آمریکا و البته ملتش گرفت!

صبح روز چهارشنبه همه شبکه‌های خبری راجع به حمله نظامی ایران به پایگاه عین الاسد آمریکا در عراق گزارش می‌دادند؛ اما در آن میان خبر دیگری نیز به چشم می‌خورد، خبری کم‌رنگ‌تر!

هواپیمای اوکراینی که از تهران عازم کی‌یف بود نیز با 167 مسافر و 9 خدمه خود در آسمان تهران و فقط چند دقیقه پس از پرواز دچار نقص فنی شده، سقوط کرده بود و تمام سرنشینان آن نیز کشته شده‌ بودند.

داستان به همین‌جا ختم نمی‌شد. پس از گذشت حدود یک روز از پخش شدن این خبر، شایعه‌ها بالا گرفت. فیلمی در شبکه‌های مجازی دست به دست می‌شد که در آن نشان می‌داد موشکی از زمین به آسمان پرتاب شده و انفجار مهیبی در آسمان رخ داده است و از آنجا شایعات مبنی بر انهدام هواپیمای مسافری اوکراین توسط موشک‌های ایرانی شکل گرفت.

دو روز پس از آن، دو دستگی و گسیختگی نظرات و شایعات در شبکه‌های اجتماعی و خبرگزاری‌های داخلی ایران و خارج از ایران به وضوح مشخص بود.

مسئولان ایرانی پشت تریبون‌های رسانه‌های ملی می‌آمدند و یکی پس از دیگری امکان وقوع چنین فاجعه‌ای را تکذیب می‌کردند. بسیاری از افراد متخصص و غیرمتخصص نیز در شبکه‌های اجتماعی از امکان داشتن یا امکان نداشتن این فاجعه سخن می‌گفتند.

درگیری‌های میان دو گروه بالا گرفته بود. تا اینکه روز شنبه، مسئولان ایران از طریق توئیتر و چند خبرگزاری داخلی اعلام کردند که به دلیل «خطای انسانی» و نه از روی عمد، هواپیمای اوکراینی از طریق موشک‌های ایرانی مورد اصابت قرار گرفته است.

در حالی‌که رسانه‌های داخلی ایران تقریبا در خاموشی و سکوت به سر می‌بردند، رسانه‌های خارجی تولید محتوای خود را در وبسایت‌ها و شبکه‌های مجازیشان چند برابر کردند.

جنگ و دعوای محتوایی در شبکه‌های اجتماعی بالا گرفت. رضا پهلوی که تا آن روز نه از کشته شدن سردار سلیمانی حرفی زده بود و نه از تهدیدهای ترامپ سخنی به میان آورده بود ناگهان لب به سخن گشود و از جنایت علیه بشریت سخن گفت.

کسانی که تا روز قبل سکوت کرده بودند یا از امکان وقوع این حادثه حرف زده بودند، به گروه مقابل تاختند و از اینکه آن افراد بدون داشتن اطلاعات کافی از دولت ایران حمایت کرده بودند و وقوع چنین فاجعه‌ای را نامحتمل شمرده بودند انتقاد کردند.

 همه در چنین شرایطی بسیار خشمگین بودند. سیل سرزنش‌ها و طعنه‌ها به رسانه‌ها و خبرگزاری‌های داخلی سرازیر شد. در نتیجه مخاطبان رسانه‌های داخلی ریزش پیدا کردند و جو بی اعتمادی نسبت به مسئولان و حکومت و دولت شکل گرفت. از سوی دیگر، رسانه‌های خارجی که حرف‌هایشان درست از آب درآمده بود مخاطبان بیشتری پیدا کردند و توانستند با برملا کردن این واقعیت، اعتماد مردم ایران را به خود جلب کنند.

تا این حد که ترامپ، رئیس جمهور منفوری که هفته پیش از این اتفاق، ایران و مردمش را تهدید به حمله نظامی علیه مواضع فرهنگی کرده بود، با غنیمت شمردن این موقعیت، در توئیتر خود توئیتی به زبان فارسی منتشر کرد و در آن حمایت خود از مردم ایران را اعلام کرد و از حقوق بشر سخن گفت.

توییت-فارسی-ترامپ

عده زیادی از مردم نیز با توجه به سکوت رسانه‌های داخلی و عدم اعلام عزای عمومی توسط دولت، خودشان دست به کار شدند و به تشکیل کمپین‌های دوری از خشونت و عزای عمومی دست زدند. عده زیادی از هنرمندان از داوری جشنواره فجر کنار کشیدند و عده‌ای از مجریان صدا و سیما از منصب خود استعفا دادند.

خلاصه اینکه شبکه‌های اجتماعی تبدیل به صدای مردم شدند و نقش خود را در راهبری خواسته‌ها و تمایلات مردمی ایفا کردند. ضعف دولت ایران در استفاده از صدای برتر شبکه‌های اجتماعی، نیز باعث بی اعتمادی بیشتر مردم به رسانه‌های داخلی شد.

تحلیل محتوا و شبکه‌های اجتماعی در فاجعه هواپیمای اوکراینی

 در خلال این حادثه اثرگذارترین رسانه‌های تولید محتوا، خبرگزاری‌های داخلی و خارجی و شبکه‌های اجتماعی بودند.

دولت ایران در جریان شهید شدن سردارسلیمانی توانسته بود تا حد زیادی اتحاد ملی و اعتماد مردمی را به دولت و حکومت و رسانه‌های داخلی جلب کند. ترند روز شبکه‌های اجتماعی و تصویر غالب آن نیز شهادت سردار سلیمانی و البته نفرت از تهدیدهای آمریکا و هراس از جنگ جهانی سوم بود.

ترامپ با نشان دادن آن روی سکه و تهدید ایرانیان به حمله علیه مواضع فرهنگی بسیاری از مردم را به طور ناخواسته با حکومت و دولت جمهوری اسلامی همراه کرد. وی حتی اعلام کرد که اگر از طریق توئیتر، توئیتی منتشر کند و دستوری بدهد به منزله اعلام آن به کنگره آمریکاست. بنابراین بسیار محتمل بود که ترامپ دستور جنگ با ایران را تنها از طریق توئیتر اعلام کند.

تهدید-ترامپ-به-جنگ-نظامی

روزهای پر از استرس و تنش با توئیتی از جانب ترامپ به اتمام رسید. او اعلام کرد که قصد تلافی حمله ایران را ندارد، پس جنگی هم شکل نمی‌گرفت.

خبرگزاری‌های داخلی ایران نیز با در دست گرفتن اعتماد و همدلی مردمی و راه اندازی پروژه «انتقام سخت» توانسته بودند محتوای دلخواه خود را به مردم بدهند و اتحاد نسبی میان تفکرات مختلف ایجاد کنند.

پاسخ-روحانی-به-تهدید-ترامپ

اما انتشار فیلمی در شبکه‌های مجازی تمام رویای اتحاد و همدلی با دولت را بر هم زد. خبرگزاری‌های خارجی مانند بی بی سی نیز خود را با خبر هواپیمای ایرانی به جایگاه اول گوگل منتقل کردند و خبرگزاری‌های داخلی ایران به صفحات بعدی گوگل منتقل شدند. توئیتر، اینستاگرام و تلگرام به پاره شدن این اتحاد نیز کمک کردند و مردم را بار دیگر مقابل دولت قرار دادند. ترند شبکه‌های اجتماعی تغییر پیدا کرد و همه از هواپیمای اوکراینی و پرواز 737 حرف می‌زدند.

اعتراف-روحانی-به-حمله-موشکی-به-هواپیمای-اوکراینی

نباید ناگفته بماند که از زمان اوج گیری شبکه‌های اجتماعی، بسیاری از تصمیمات دولتی و مناصب حکومتی نیز به مدد همین شبکه‌ها به دست آمده‌اند و این اولین باری نبوده که التهابات درونی یک کشور را محتوای شبکه‌های اجتماعی کنترل می‌کنند.

محتوای شبکه‌های اجتماعی در جریان همین فاجعه عده‌ای را شرمسار و عده دیگری را محبوب کردند. بسیاری از کسب و کارها و برندها و افراد محبوب و اینفلئونسرها با موضع‌گیری‌های خود محبوب یا منفور شدند. مثلا یکی از خلبان با سابقه ایرانی پس از اعلام شایعات مبنی بر حمله موشکی به هواپیمای اوکراینی در شبکه اجتماعی خود امکان وقوع چنین حادثه‌ای را غیر ممکن دانسته بود و از دلایل متقن و تجربه کاری خود سخن گفته بود که پس از تایید وقوع این فاجعه مجبور به عذرخواهی شد و بسیاری از کاربران او را به خاطر نظر غیر تخصصیش مذمت کردند.

چیزی که بسیار واضح است این است که محتوا در هر کجا که باشد ممکن است اثرات بسیار خوب یا بسیار بدی برای ما داشته باشد. محتوا می‌تواند سرنوشت یک ملت را تغییر دهد، یک ملت را به جنگ یا به صلح نزدیک کند. انتشار یک ویدئو ممکن است از رازی بزرگ پرده بردارد و حیثیت و اعتبار حکومتی را نابود کند و شاید همین مسئله را بتوان دلیلی برای قطعی چندین روزه اینترنت یا فیلترکردن برخی شبکه‌های اجتماعی از سوی دولت‌ها دانست.

محتوا چه اهمیتی دارد؟

در خلال اتفاقات اخیر در ایران، محتواهای متعدد نقش شمشیرها در جنگ را بازی کردند. محتواها توانستند روزهای پر استرس و پرتنش، روزهای غم و ناراحتی، روزهای خشم و نفرت را برای مردم ایجاد کنند. بله محتواها همین‌قدر مهم هستند و می‌توانند فرد یا سازمانی را عزیز و بزرگ یا رذل و خوار کنند. دلایل اهمیت محتوا بسیار زیادند اما در اینجا ما برای شما به چند نمونه آن اشاره می‌کنیم.

  1. محتوا شهرت برند را افزایش می‌دهد و اعتماد مخاطب را افزایش می‌دهد.

  2. محتوای قوی و بازنگری شده باعث به ثمر نشستن تلاش‌های شما در زمینه سئو می‌شود.

  3. محتوای قوی باعث افزایش سهم شما از بازار می‌شود.

  4. محتوای قدرتمند در شبکه‌های اجتماعی انتشار پیدا می‌کند.

این مقاله به شما کمک می‌کند تا مفهوم محتوا را بهتر متوجه شوید.

  1. محتوا شهرت برند را افزایش می‌هد و اعتماد مخاطب را افزایش می‌دهد.

یکی از بزرگترین منافع محتوا و بازاریابی محتوا، شهرتی است که برای هر برند به ارمغان می‌آورد. در بازار شلوغ امروز دیجیتال، کسب و کارهایی برنده هستند که بتوانند اعتماد مخاطبانشان را جلب کنند. اگر بتوانید اعتماد مخاطبتان را جلب کنید قطعا شهرتی مثبت کسب خواهید کرد.

اگر محتوایی که تولید کرده‌اید به اندازه کافی درگیرکننده، آموزشی و ارزشمند باشد، مخاطبتان به همین چشم نیز به شما نگاه می‌کند. هرچقدر که بتوانید ارزش بیشتری در محتوای خود ایجاد کنید، اعتماد بیشتری نیز می‌توانید با مخاطبتان بسازید.

در فاجعه هواپیمای اوکراینی دیدیم که چطور رسانه‌های داخلی نتوانستند اعتماد عمومی را جلب کنند و مخاطبشان را با شهرت منفی از خود دور کردند.

  1. محتوای قوی و بازنگری شده باعث به ثمر نشستن تلاش‌های شما در زمینه سئو می‌شود.

سئو یا SEO برگرفته از واژه Search engine optimization  و به معنای بهبود عملکرد موتورهای جستجو است. با به کاربردن تکنیک‌های سئو می‌توان برند و کسب و کارتان را بیشتر در معرض نمایش قرار دهید. اما برای اینکه بتوانید عملکرد سئوی سایتتان را بهبود ببخشید نیازمند محتوایی قوی و بازنگری شده هستید.

در واقع بهترین تکنیک سئو، تولید و خلق محتواست. هرچه محتوایی که خلق می‌کنید بیشتر در راستای اهدافتان باشد، مخاطبان بیشتری پیدا می‌کنید و گوگل یا دیگر موتورهای جستجو هم دلایل بیشتری برای نشان دادن شما به مخاطبان بیشتر پیدا می‌کنند.

در مثال هواپیمای اوکراینی دیدید که چطور شبکه‌ها و رسانه‌های خارجی با قرار گرفتن در صدر اخبار توانستند مخاطبان بیشتری را به خود جذب کنند.

  1. محتوای قوی باعث افزایش سهم شما از بازار می‌شود.

اگر بتوانید محتوایی تولید کنید که مخاطب به دنبال آن است قطعا توانسته‌اید احتیاج مخاطبتان را برطرف کنید و به این ترتیب بازدیدکننده بیشتر و مخاطب بیشتر به دست آورید. با افزایش مخاطبانتان سهم شما از بازار به نسبت رقبایتان نیز افزایش می‌یابد و در نتیجه فروش بیشتری عاید شما می‌شود. برای درک بهتر این مسئله به این آمارها که از منابع موثق به دست آمده‌اند توجه کنید.

-بازاریابی محتوا 6 برابر بیشتر از دیگر روش‌های دیجیتال مارکتینگ باعث افزایش نرخ تبدیل می‌شود. (ABG Essentials)

-در آمریکا حدود 61% از مشتریان، پس از خواندن توصیه‌ای در مقاله وبلاگی تصمیم به خرید کالا گرفته‌اند. (Content Marketing Institute)

-بر اساس داده‌های به دست آمده از شرکت‌ها، 74% آنها پس از بازاریابی محتوا عملکرد بهتری در جذب مشتری داشته‌اند. (Curata)

- محتوای ویدئویی در 72% از شرکت‌ها باعث افزایش نرخ بازگشت سرمایه و افزایش نرخ تبدیل شده است. (CrazyEgg)

-بازاریابان درونگرا یا Inbound Marketers توانسته‌اند با استفاده از بازاریابی محتوا، نرخ تبدیل متوسط سایت‌هایشان را از 6 به 12% افزایش دهند. (HubSpot)

همانطور که دیدید خبرگزاری‌هایی مانند بی‌بی‌سی توانستند در ماجرای اخیر با استفاده از محتوای به روز و قوی خود نه تنها اعتماد مخاطب را جلب کنند بلکه به نسبت خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های داخلی نیز سهم بیشتری از مخاطب را به دست آورند.

  1. محتوای قدرتمند در شبکه‌های اجتماعی انتشار پیدا می‌کند.

اگر محتوایی که تولید می‌کنید آن قدر قوی باشد که نظر مخاطبان را در شبکه‌های اجتماعی به خود جلب کند می‌توانید گوی سبقت را از رقیبانتان بدزدید. هر کسب و کاری باید در شبکه‌های اجتماعی فعالیت کند و محتوای خود را در آن انتشار دهد. بدین وسیله می‌تواند مخاطبان بیشتری جذب کرده و نام خود را در معرض نمایش تعداد بیشتری از افراد قرار دهد.

شما به خوبی متوجه اهمیت توئیتر یا اینستاگرام در تحولات سیاسی ایران و آمریکا شدید و دیدید که چگونه یک ویدئو توانست از راز ایران پرده بردارد. بنابراین منتظر معجزه نباشید! شبکه‌های اجتماعی معجزه شما هستند.

در انتها باید گفت نقش رسانه‌ها و محتواهایی که آنها تولید می‌کنند در دنیای امروز ما غیر قابل انکار است. هر رسانه و هر دولتی سعی می‌کند با محتوایی که به نفع خودش است مخاطبان بیشتری را به سمت خود سوق دهد. شاید ما امروز درگیر جنگ روانی محتواها هستیم. این محتواست که سرنوشت هریک از ما را تعیین می‌کند.

 نظر شما چیست؟ آیا به نظر شما محتوا می‌تواند تا این حد تاثیرگذار باشد؟

 

 

به اشتراک بگذارید:
محتوا نویس:
فائزه تاج آبی
فائزه تاج آبی

A hodophile who is a content writer and translator.

نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید
  • امتیاز شما به این مطلب :